تولد بابا جون.......
سلام قند عسلم امروز تولد بابا جون بود ولی اون رفته بود خونه مامان جون اینا شب که اومد خونه هدیه ای که براش خریده بودم بهش دادم خیلی خوشحال شد عزیزم آرزو کردیم که سال دیگه سه نفری برای بابایی جشن بگیریم و حساب کردیم شما تا سال دیگه این موقع تقریبا شش ماهی سن داری عزیزم تو هر روز داری مامانتو میترسونی آخه لکه بینی دارم تو رو خدا هر چی زودتر جاتو محکم کن تا خیال مامان و بابا راحت شه عزیزم یه وقت رفیق نیمه راه نشیا ببین چقد دارم بهت میگم تــــــــــــولــــــــــدت مبـــــــــــارک عشقم 30 شهریور 92ساعت 17:20 ...
نویسنده :
مامان ناهــید...
17:18


